از حماقت بی پایان دیکتاتورها

تلویزیون آلمانی-فرانسوی arte که یک کانال درجه یک در همه زمینه هاست، در برنامه ای طولانی فیلم مستند محاکمه اسلوبودان میلاسوویچ، دیکتاتور یوگسلاوی در برابر دادگاه رسیدگی به جنایت علیه بشریت در لاهه را نشان داد. در آنجا دو چهره از یک نفر را می توانستی مقایسه کنی: در زمانی که او در قدرت بود و جنایت های صربها بر علیه مردم یوگسلاوی سابق، مردم بوسنی و هرز گوین، کوزوو و کرواسی را در چارچوب پاکسازی قومی رهبری می کرد و اکنون که در دادگاه محاکمه می شود. آن زمان چون همه دیکتاتور های دیگر، غره بود و کسی را به حساب نمی آورد و حالا (البته چندی پیش درگذشت و دنیا از ننگ وجودش پاک شد) که در دادگاه نشسته است و انسانی حقیر و مفلوک می بینی که از هر حقه و کلک و خلاء در قانون استفاده می کند تا در روند دادگاه اخلال ایجاد کند، بیمار می شود، نمی آید، به دادگاه توهین می کند، کسانی را که شهادت می دهند را به ناسزا می کشد و ...

نظم فکری مهندس و بی نظمی آن

یک مهندس خسیس ترین بشر در دنیاست. اگر آخر خست نباشد، نمی تواند مهندس باشد. چون کار مهندس طراحی راه حل برای یک مشکل و رسیدن به آن با کمترین هزینه، کمترین زمان و با بیشترین دستاورد و کیفیت است. از این روست که مهندس باید همواره دنبال صرفه جویی باشد، دنبال این باشد که همه چیز را منظم، سیستماتیک و روتین کند و همواره آن را بهینه سازد. این گونه است که نخستین کامپیوتر دنیا در 60 سال پیش که تنها جمع و تفریق بلد بود، به اندازه شهر نیویورک برق مصرف می کرد. مهندس باید آن را به آنجا می رساند که امروز هست و این هم پایان راه نیست. بنابراین مهندس باید بر اساس نگرش خود از یک سو طرفدار زندگی روتین و روزمره باشد و از سوی دیگر همواره آن را به هم ریزد تا آن را بهینه سازد و این یعنی درگیری همیشگی فکری با نظم موجود، به هم ریختن آن برای ایجاد نظمی دیگر؛ زندگی در تناقض.
پانوشت:
دوباره دیدم که برخی در بحث پیرامون تقلب انتخاباتی حکومت اسلامی واژه عجیب و غریب "مهندسی انتخابات" را به کار می برند. به راستی که چه غیر مسئولانه و بی فکری است این کار!

جامعه آلبانی و “کانون” (قانون) خون خواهی

با چند نوشته ای که پیرامون آلبانی داشتم، تشویق شدم که پیرامون پدیده ای نیز بنویسم که ویژه جامعه آلبانی است، پدیده کانون (یا قانون یا به زبان آلبانیایی Kanuni که از واژه یونانی κανών می آید) که روابط میان مردم بر اساس خانواده سنتی بزرگ را تنظیم می کند. در خانواده سنتی آلبانی، سه نسل از خانواده مسن ترین مرد خانواده با یکدیگر زندگی می کنند و "کانون" تمام مسایل مربوط به خانواده، ارث، مسایل مالی و اقتصادی، مجازات ها، ازدواج و غیره را تنظیم می کند. در این راستا "کانون" شباهت بسیاری به توضیح المسایل های آخوندهای ایرانی دارد. زنان در "کانون" هیچ گونه نقشی بازی نمی کنند و تقریبا هیچ گونه حقی ندارند. البته آنها در مجازات ها سهم ویژه ای دارند و همان وظیفه ای را باید ایفا کنند که در اسلام حفظ ناموس نامیده می شود.

سرعت در خواندن خط فارسی یا لاتین؟

من خواندن کتاب به فارسی را به خواندن آن به آلمانی یا انگلیسی ترجیح می دهم. دلیل این کار این نیست که فارسی زبان مادری من است که البته آن دو و به ویژه آلمانی، برای من فاصله چندانی از فارسی ندارند. دلیلش این است که خواندن خط فارسی (عربی) راحت تر و سریع تر است. چون از دید من روش تصویر وار و از سوی دیگر (در تکامل آن) قدرت تخمین مغز انسان در تشخیص آن واژه است که سرعت خواندن نوشته فارسی را بالا می برد. چشم انسان در خواندن یک نوشته هیچ گاه به تمام حروف یک واژه نگاه مستقیم ندارد، بلکه به گوشه ای از آن می نگرد و با در نظرگیری عکسی که از تمام آن واژه برای خود می سازد، تلاش می کند آن واژه را تخمین بزند که این واژه چه می تواند باشد. از این روست که هر چه انسان تمرین بیشتری در خواندن داشته باشد و هر چه دانش گسترده تری از واژه ها و زمینه مورد مطالعه داشته باشد، با سرعت بیشتر و خطای کمتری می تواند آن نوشته را بخواند.
روش هایی که برای تندخوانی وجود دارند، همه تلاش دارند تا این قابلیت مغز را افزایش دهند. از جمله توصیه می کنند که یک خط نوشته را با مثلا دو توقف چشم در خط و بدون خطا بخوانید.

فورست گامپ و من

امشب تلویزیون فیلم فورست گامپ (Forest Gump) را برای هزارمین بار نشان داد و من برای نمی دانم برای بار چندم به تماشا نشستم. شاهکاری است. بیشتر نمی دانم چه بگویم. هزار صحنه دارد که هر بار که فیلم را می بینی به یکی دیگرش می خندی. یک صحنه دارد که ریچارد نیکسون، رییس جمهور آمریکا برای فداکاری هایش در ویتنام به او نشان شجاعت می دهد و در همان هنگام برای این که چیزی گفته باشد از او می پرسد که به کجای شما گلوله خورده است؟ فورست گامپ می گوید: به بهترین جایم! رییس جمهور که گویا متوجه نمی شود، در گوشش می گوید: می شود آنجا را نشان بدهی؟ فورست گامپ نیز اطاعت می کند، پشتش را به رییس جمهور می کند، شلوارش را پایین می کشد و پشتش را به او نشان می دهد. تقصیر او که نبود. گلوله به بهترین جایش خورده بود. نام آنجا برایش "بهترین جا" بود.

... و ندا امروز می میرد

آقای خامنه ای، امروز روزی است که قرار است ندا را بکشی. امروز  بود که یک سال پیش اشک تمساح ریختی و رذالت و پستی پایان ناپذیر مردان خدا را بر زمین به نمایش گذاشتی. امروز قرار است ندا بمیرد.
* * *
تلویزیون HBO برای ندا فیلمی مستند و زیبا با بیان شهره آغداشلو ساخته است. این فیلم که پیرامون ندا است، آن روزها را نیز به تصویر می کشد.
خانواده ندا با شجاعت و بدون هراس از تهدید حکومتیان از او می گویند.
اتاقش را نشان می دهند و وسایلش را، سازش را و خرسش را که اکنون در گوشه ای تنها مانده اند ...

اپیسود فرودگاه (3)

روز یکشنبه است و من با پرواز ایران ایر از تهران به کلن می رسم. مدتی است که در این مسیر می روم و می آیم و چهره های آشنا نیز زیاد می بینم. از هواپیما وارد راهرو که می شوم، زن جوانی را می بینم که چند متر جلوتر از من کیف سنگینی را با خود می کشد و با دختر بچه کوچکش که بداخلاق شده است، نیز کلنجار می رود. من که دستم خالی است، به آنها می رسم و کیفش را می گیرم. تشکر می کند. وزن کیف شاید بالای 15 کیلو باشد. با خود می اندیشم که باید پر از خوراکی، قورمه سبزی و کدو و بادمجان سرخ شده و این چیزها باشد که ایرانی ها اصرار غریبی دارند که هر بار دهها کیلو با خود بیاورند.

تلاش دوباره برای ورود به آلبانی

در تابستان سال 1991 بود که پس از آن که مدتی را در مرز یونان و آلبانی گذراندم و نتوانستم وارد آلبانی شوم، از یونان وارد یوگسلاوی شدم. در آنجا پس از ورود به مقدونیه امروزی و رسیدن به شهر استروگا(Struga) که در کنار دریاچه ای قرار دارد، دوباره نقشه ام را به دست گرفتم و روانه مرز آلبانی شدم. این کشور منزوی کوچک و عجیب و غریب با آن حکومت کمونیستی قراضه که هیچ کس را در دنیا قبول نداشت، بسیار کنجکاوی مرا جلب کرده بود و حال که در نزدیکی مرزهایش بودم، نمی توانستم راهم را بکشم و بروم. از سوی دیگر، اخباری که به گونه پراکنده در باره درگیری های میان صرب ها و کروات ها در کرواسی در رادیو می شنوم، کمی نگرانم می کند. از سوی دیگر همین نیز مرا کنجکاو می کند که در کرواسی واقعا چه خبر می تواند باشد و در روزهای بعد سعی می کنم اخبار بیشتری گرد آورم که آیا می شود از کرواسی رد شد و دید که چه خبر است یا نه.

صداقت یا کم ظرفیتی؟ زلزله سیاسی در پی کناره گیری رییس جمهور آلمان

تا این لحظه که این نوشته را می نویسم، خبر کناره گیری رییس جمهور آلمان تمام رسانه های آلمان را گرفته است. روز دوشنبه، 31 ماه مه رییس جمهور آلمان، هورست کولر(Horst Köhler)، بدون مقدمه در برابر خبرنگاران حاضر شد و گفت که در پی انتقادهایی که به سخنان او پیرامون شرکت ارتش آلمان در عملیات در خارج خاک آلمان شده است، از همین لحظه از سمت خود استعفا می دهد. در تاریخ سیاسی آلمان فدرال استعفای رییس جمهور تاکنون پیش نیامده بود، به جز یک مورد در سال 1967 که آقای لوبکه به خاطر بیماری کناره گیری کرد.

حمله کماندو های اسراییلی به کشتی های کمک رسان برای نوار غزه

اسراییل با این حرکت جنایتکارانه امروز دوباره خود را داوطلبانه به انزوای جهانی کشاند. به هر سو در رسانه های جهان می نگری، واکنش تنفرآمیز می بینی. حتی رسانه های آلمان که به خاطر تاریخ سیاه جنگ جهانی دوم از دید من در رابطه با هر چه که به اسراییل مربوط شود، جزو "بزدل ترین" رسانه ها هستند، قلم به انتقاد شدید برداشته اند. چه شده است؟ کماندوهای اسراییلی به چند کشتی ترکیه که کمک های انسانی و مواد غذایی برای نوار غزه می بردند، حمله کردند و 15 نفر را کشتند. این کشتی ها فعالان صلح از کشورهای مختلف و از جمله دو نماینده حزب چپ پارلمان آلمان را به همراه داشتند. فیلم های منتشر شده نشان می دهند که اسراییلی ها به سرنشینان کشتی تیراندازی می کنند و آنها با میله و چوب و هر چه در دستشان بود، از خود دفاع می کند. شرم و ننگ بر آن سرباز و آن نظامی که این گونه می جنگد.

Pages