کردانیسم در آلمان: وزیر آموزش عالی آلمان تیتر دکترای خود را از دست داد

وزیر آموزش آلمان، خانم آنت شاوان، تیتر دکترای خود را از دست داد. پس از 33 سال، دیروز دانشگاه دوسلدورف اعلام کرد که پایان نامه دکترای خانم شاوان در بخش های مهمی کپی برداری شده است و دانشگاه تیتر دکترا را پس می گیرد. دانشگاه اعلام کرد که رساله دکترای خانم شاوان در بخش های زیادی کپی برداری از دیگران بوده است

دو سال پیش نیز وزیر دفاع آلمان تیتر دکترای خود را به دلیل کپی برداری از دست داد. کار خانم شاوان بسیار سخت می شود چون وزیر آموزش عالی است و نماینده جامعه آکادمیک آلمان. استعفا تنها راه ممکن می تواند باشد. خانم شاوان مشکل دیگری هم دارد: او با دیپلم و بدون  گذراندن فوق لیسانس تیتر دکترا گرفته بود و اکنون بدون هیچ گونه مدرک دانشگاهی است.

در آلمان گروهی به راه افتاده اند و پایان نامه های دکترای افراد مختلف (به ویژه افراد معروف) را می خوانند و در صورت یافتن کپی برداری آن را افشا می کنند. نرم افزارهای نیرومندی نیز وجود دارند که نوشته های افراد را با تمام آثار موجود مقایسه و در چند دقیقه صدها صفحه را بررسی می کنند.

"است" یا "هست"؟ مشکل این است!

به نظرم می آید که توانایی نوشتاری در فارسی را از جمله می توان در کاربرد درست "است" و "هست" دید. چشم آدم درد می گیرد از خواندن نوشته های بعضی ها!
به فارسی زبان هایی که نمی دانند کدام یک را باید کجا به کار برد، پیشنهاد می کنم زبان اسپانیایی یاد بگیرند شاید کمک کند.

متخصص و مسئولیت اجتماعی دانش

متن زیر سخنرانی من در کنفرانس "چشم انداز تغییر در ایران" است که در روزهای 12 و 13 ژانویه از سوی "البرز نیوز" در شهر هامبورگ برگزار شد. برای دیدن سخنرانی دیگر شرکت کنندگان و آلبوم عکس به اینجا بروید.
از روند کنفرانس راضی بودم. هم سطح سخنرانی ها بالا و عمدتا آکادمیک بود (چیزی که برای من اهمیت بسیار دارد و از انشاء نویسی رایج از سوی کهنه کاران سیاسی دائم المبتدی خوشم نمی آید) و هم فضای آنجا بسیار صمیمی بود. این موردی است که ارزش بسیار دارد. شرکت کنندگان نیز همگی از شخصیت های شناخته شده و مسئول اپوزیسیون بودند. امیدوارم که این نشست های این گونه تداوم یابند و به تفاهم بیشتر میان اندیشه های گوناگون برای تغییر بیانجامند.
* * *
متخصص و مسئولیت اجتماعی دانش
با تشکر از امکان حضور در اینجا و طرح بحث مسئولیت اجتماعی دانش که این روزها ذهن مرا به خود مشغول می دارد.

سال 2013، سال امید و آغازی دوباره ...

سال 2013، سال امید و آغازی دوباره، تلاش برای یافتن مفهوم های تازه و استقبال از ناشناخته ها ...  و یاد آن عزیزی که 79 روز پیش بر جای ماند.
سال پیش در همین روز در برابر تلویزیون نشسته بود و با کنسرت پیانو شماره 5 بتهوون به وجد و شور آمده بود. اکنون برای همیشه جوان و زیباست، پشت نقابش در قاب عکسی، همان کنسرت در حال پخش ...
زندگی جاریست، سال نو گرامی!
لودویگ وان بتهوون: کنسرت پیانو شماره 5

کنسرت یادبود کلود دبوسی

آماندا و من تنها کسانی هستیم که مرتب از برنامه های هنری که مدرسه معرفی می کند، استفاده می کنیم. دیگران پراکنده می آیند. دیشب به کنسرواتوار ملی نیس رفتیم که "هفته کلود دبوسی" برگزار کرده بود. من کلا با موسیقی آخر قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم میانه ندارم و نمی توانم با کسانی چون راول، استراوینسکی، شونبرگ یا دبوسی ارتباط برقرار کنم. با این وجود می روم. دو کنسرت برای پیانو و ویولن و برای پیانو و ویولنسل و چند اثر کوچک دیگر از راول و استراوینسکی نیز اجرا می کنند. بد نیود ولی مشکل من کماکان برجا بود. به آماندا می گویم که من این موسیقی را نمی فهمم. آماندا می گوید که خودش پیانو می زند و عاشق کارهای دبوسی. آدم جالبی است و همیشه چیزی دارد که آدم را غافلگیر کند. دکترایش را از دانشگاه "ییل" در نوروساینس در آمریکا گرفته. می گوید در دبیرستان با پدرش با هم موتور یک تراکتور سال 1930 را پیاده کرده و دوباره سوار کرده اند. دختری است خجالتی و یک کاتولیک بسیار معتقد. اعتقاد مذهبی آن هم از نوع کلیسای کاتولیک و دکترا از ییل چگونه با هم جور می آیند، برایم سوال است.

صبحانه فرانسوی

هنگام صبحانه تنها زمانی است که فرصت گفتگو با مادام داوید را دارم. به جز این که خود تمام روز در راه هستم و تنها شب می آیم، برنامه این پیرزن هشتاد ساله به قدری پر است که وسط روزش را اگر بخواهی بگیری باید از قبل خبر بدهی. هفته پیش به او گفته ام که اگر دوست دارد می توانم او را به موناکو ببرم تا بازار کریسمس آنجا را ببیند. هنوز است که خبر بدهد.
میز صبحانه یک میز سنگی 40 سانت در 80 سانت است. میز بزرگتر در این آشپزخانه جا نمی شود. برای صبحانه من سه گونه پنیر گوناگون جلوی خودم چیده ام با نان باگت. مادام داوید با مربا، دو تکه نان و چای در برابرم نشسته و به پنیرهای من می نگرد. با وجودی که می دانم که فرانسوی ها صبحانه مختصر و ساده می خورند و هیچگاه پنیر در آن نیست، دوباره باز او می پرسم که: شما که بیش از 250 جور پنیر دارید چرا در هیچ وعده غذایی پنیر نیست؟ با خنده می گوید: پنیر تنها برای تفنن، بعد از شام و با دسر است و یا به همراه

Pages