گلشیفته و جامعه ایرانی

برخی رویدادها نقطه عطف هستند. زمان و جهان پس از آنها جور دیگر است. چیزی روی می دهد که کیفیت دیگری دارد. کار گلشیفته از این گونه است که این روزها جوری جنجال به پا کرده است که گویا نمی شود در این باره چیزی نگفت و کاری نداشت.

دعوت جمعی از بلاگرها به تحریم فعال نمایش انتخاباتی حکومت ایران

دیو اقتدارگرایی و مطلق طلبی حکومت ایران، که پیش از این و بی آنکه اعتقادی به جمهور مردم داشته باشد، در لباس جمهوریت رخ نهان کرده بود، در انتخابات ۸۸ و حوادث پس از آن چهره عیان نمود و هر چه دیوان همه دارند را یک جا به نمایش درآورد. تقلب٬ خیانت٬ قتل٬ جنایت و تجاوز را ضمیمه کودتای نظامی سرداران فربه از ثروت های نفتی نمود تا حجت را بر همگان تمام نماید که این دیوِ زنجیرپاره کردهی استبداد دینی به قفس برنمیگردد. پیداست که پس از انتخابات ۸۸ در این شهر پرآشوب٬ سمفونیِ اصلاح آواز بی محل تاریخ گذشتهای بود که هم خندهی مردمان تلخ کام ایران را برمی انگیخت و هم قهقههی تمسخرآمیز اصحاب استبداد را. هم از این رو بود که مردم و همراهان بزرگ سبزشان دست از اصلاحاتی که صرفا در حضور انتخاباتی خلاصه میشد کشیدند و به جای آن، مسیر ایستادگی و مقاومت در برابر استبداد را برگزیدند.

ویکی لیکس: افشای شرکت هایی که تجهیزات جاسوسی به دیکتاتورها می فروشند!

ژولین آسانژ، بنیان گذار سایت ویکی لیکس (Wikileaks) حرکت بسیار خوب جدیدی آغاز کرده است. او به همراه سازمان بریتانیایی Bureau of Investigative Journalism و سازمان فرانسوی  OWNI اسناد تمام شرکت هایی که تجیزات نرم افزاری و مخابراتی برای شنود و جاسوسی تولید می کنند و به حکومت های سرکوبگر و دیکتاتوری می فروشند، منتشر و با نام The Spy Files (پرونده های جاسوسی) افشا می کنند.
لیست این شرکت ها در اینجاست. در این سایت مشخصات و اسناد فنی تجهیزات این شرکت ها گذارده شده است.

وال استریت ژورنال: ماهوارهها و پخش برنامه های تلویزیونی دولت سرکوبگر تهران

نوشته زیر در وال استریت ژورنال آمده است که من بدون تغییر در اینجا می گذارم. بازگردان به فارسی از "کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران" است.

نویدار
==================

وال استریت ژورنال: ماهوارهها و پخش برنامه های تلویزیونی دولت سرکوبگر تهران

افشاگری خبرگزاری بلومبرگ: شرکت های غربی که به ایران فناوری ردیابی تلفن همراه، فیلترینگ و شنود فروخته اند

هفته گذشته روزنامه وال استریت ژورنال مقاله ای پیرامون همکاری شرکت چینی هواوی (Huawei) با ارگان های امنیتی ایران و صادرات و راه اندازی مراکز فیلترینگ و شنود منتشر کرد. دیروز نیز خبرگراری بلومبرگ در مقاله ای جامع و مستند به شرکت های اروپایی پرداخته است که تجهیزات ردیابی تلفن همراه، فیلترینگ و شنود به ایران صادر کرده اند.
 =================================

شرکت چینی هواوی: شریک ایران در ردیابی تلفن همراه و فیلترینگ (نوشته روزنامه وال استریت ژورنال)

نوشته زیر در شماره امروز روزنامه وال استریت ژورنال انتشار یافته است که به نقش شرکت هواوی در راه اندازی شبکه جاسوسی و امنیت مخابراتی برای ردیابی آزادی خواهان ایران پرداخته است و به خوبی نشان می دهد که چگونه پس از سروصدایی که پیرامون شرکت نوکیا-زیمنس برپا شد، شرکت هواوی در آن گردوغبار جای همه شرکت های غربی را گرفته است و به دور از فشار جوامع آزاد بر شرکت های خود در غرب، هر گونه تجهیزات برای ردیابی ازادی خواهان، کنترل و فیلترینگ اینترنت را به حکومت اسلامی نه تنها ارایه می دهند، بلکه کار راه اندازی؛ نگهداری و آموزش را نیز بر عهده دارد.
وال استریت ژورنال به برخی شرکت های غربی نیز پرداخته است که تجهیزات خود را به هواوی می دهند و هواوی آنها را در ایران نصب می کند.

استیو جابز، نابغه اپل درگذشت

چند ساعت پیش استیو جابز، پدر نسل هر چیزی که نام اپل (Apple) را بر خود دارد، پس از سالها درگیری با سرطان در 56 سالگی درگذشت. او یکی از نابغه های دوران جدید بود که سی و چند سال پیش کاری را در گاراژ خانه اش آغاز کرد که نتیجه آن را امروز میلیون ها انسان در جهان در جیب و کبف خود و بر روی میزشان دارند. iPhone، iPad، Mac در همه تنوع خود نوآوری های کسی هستند که آن زمان در بیست و چند سالگی کارش را با یک کامپیوتر ساده شروع کرد و امروز پیروان اپل شبیه یک فرقه شده اند واو را در ادامه نواوری های „i” او را iGod نامیده اند.
نخستین کامپیوتری که او با استیو وزنیاک در سال 1976 با هم ساختند را اپل 1 نامیدند. او می گفت: وقتی کارمان تمام شد، به هم نگاه کردیم و پرسیدیم که خوب، حالا اسمش را چه بگذاریم؟ نمی دانستیم. یکی از ما سیبی را نیمه خورده بود و در کنار پنجره گذاشته بود. آن را دیدیم و گفتیم: اپل!

رقص والس عروسی نهال و بهنام در دیار مرگ

هنوز از جو فیلم "به امید دیدار" محمد رسول اف که با نمایش دیشب آن جشنواره فیلم هامبورگ گشایش یافت، خارج نشده بودم که یادداشتی از مسیح علی نژاد در فیس بوک دیدم.  برای کسانی که شاید به این صفحه در فیس بوک دسترسی نداشته باشند، نوشته مسیح را در اینجا می آورم که به آن چیزی نمی شود افزود. من نیز چون مسیح علی نژاد نمی خواهم نهال سحابی گمنام بماند. وبلاگ نهال "لحظه های محتضر" را بخوانید. پیش از مرگ داوطلبانه اش، "والس عروسی" النی کارایندرو را برایمان گذاشته است و به دیار مرگ شتافته است تا این والس را با معشوقش در آن دیار برقصد.
"معشوقه ای که خودکشی کرد
امروز پنجشنبه است:

فیلم "به امید دیدار" از محمد رسول اف در گشایش جشنواره هامبورگ

در واقع قصد داشتم در آخرین لحظه پیش از بسته شدن فروشگاه ها نان بخرم و در راه بودم که گوینده رادیو گفت که امشب جشنواره فیلم هامبورگ با 151 فیلم گشایش می یابد. فیلم برگزیده برای گشایش: "به امید دیدار" از محمد رسول اف و بازی لیلا زارع! گوینده گفت که فیلم را مخفیانه از ایران خارج کرده اند و در جشنواره کن نیز جایزه بهترین کارگردان در بخش "نگاه ویژه" را گرفته است. اگر توان تماشای یک فیلم ژرف درجه یک را دارید، آن را بینید.

دزدی کاپشن صد دلاری آقای رجایی خراسانی در سال 1986 و دزدی سه هزار میلیارد تومانی این روزها

وبلاگ گمنامیان پیرامون دزدی آقای سعید رجایی خراسانی در سال 1986 در نیویورک، دزدی سه هزار میلیارد تومانی نوشته ای دارد. در تکمیل آن، بریده روزنامه “The Nashua Telegraph” 22 مه 1986 را نیز یافتم و بد نیست که برگردان خبر را نیز داشته باشیم. این روزها دلقک آرادان، جناب آقای رییس جمهور دکتر احمدی نژاد نیز به نیویورک تشریف می برند. ایشان فرموده اند که "دولت من پاک ترین دولت تمام تاریخ است."
برگردان خبر:

نیویورک (آسوشیتد پرس) – به گزارش پلیس سفیر ایران در سازمان ملل متحد به هنگام دزدی یک کاپشن 100 دلاری از یک فروشگاه دستگیر و سپس به خاطر مصونیت دیپلماتیک آزاد شد.

جان ونتوچی (John Venetucci)،سخنگوی پلیس گفت که سعید رجایی خراسانی، 50 ساله، در طبقه دوم بخش لباس مردانه Alexander’s در مرکز مانهاتان تلاش برای دزدیدن یک کاپشن داشت. او به

Pages